10 مهـــر روز جشن مهرگـــان مبارک
شما به عنوان یک ایرانی وظیفه اطلاع رسانی این روز را دارید
مردمان سرزمينهای پُشته ايران ، جشنهای فراوانی را بنياد نهاده اند که نميايانگر و يادآور ديد و باور آنان به يادبودهای ملیميهنی، استورهای، حماسی، تاريخی، آيينی و يا طبيعی (پرهامی) و همانند آنها می باشند. بازتاب های آنچنان جشنهای فراوان و روانافزايی بودند که مادران و پدران ما را، انسانهايی سرخوش، خرسند، شادمان، نيکانديش، سرزنده، پيروز و سربلند میساختند!شمار جشنهای ايرانی را بيش از ۷۳ جشن در سال برآورد کردهاند.اين خود می رساند که مردمان پُشتهايران در هـر روزشان جشن داشتهاند، يا روز پيشش به جشن نشسته و يا چشم به راه برگزاریِ جشن روز آيندهشان بودهاند!
از ميان اين جشنها میتوان از جشنهای ماهانه نام برد. جشن هايی که با همزمان شدن نام روز با نام ماه برگزار میشوند و اگر چه شماری از اين جشنها میرفتند که به بوتهی فرموشی سپرده شوند، با کوشش ايرانيان فرهنگ دوست از فراموش شدن رهايی بخشيدند، جانی تازه يافته و دوباره برگزار می شوند.
يکی از اين جشنها که اگر چه از بزرگترين جشن های کهن بوممان بود، ساليان درازی از درخشش درخورش به دور مانده بود، مهـرگان، جشن مهـر است. اين جشن جايگاهی چون نوروز دارد.
از ميان انگيزه های چندی که برای برگزاری اين جشن بر شمرده اند.
بسياری از سرايندگان، نويسندگان و انديشمندان، پيروز شدن مردم ايران به سرکردگی فريدون کيانی و با خروش کاوه آهنگـر بر ضحاک ماردوش و ستمگـر را انگيـزه ی بر گـزاری اين جشن بـر شمرده اند.
خوان يا سفره مهرگانی
از ديدنی و زيباترين ِ خوانها است که از دادههايی همچون
گل و گياهان خوشبو، شاخههای درختان، دانههای گياهی، خشگبار، آيينه يا آبگينه، شمع(فروزه) و شمعدان، مجمر آتش، آش و نان ويژه مهرگانی، ميوههای گوناگون و رنگارنگ ـ(بنا بر توانايی خداوندِ خوان)ـ و . . . فراهم آورده میشود.
بر خوان يا سفرهی مهرگانی
اينچيزها را میتوان ديد:
آيينه و سرمهدان، شمع(فروزه) و شمعدان و لالهی روشن،مجمر آتش، جامی از آب که می تواند با نارنجی شناور در آن آراسته و زيباتر شود، گل و گلدان، گياه خوشبوی آويشن، سکه سيمِن (نقرهای)، شربت و گلاب و شيرينی، سبزی و ميوه، به وبژه انار، سيب، عناب و انگورسپيد، و ترنج (نگارنده خود در هنگام گستردن خوان مهرگانی چون ترنج و بالنگ و همچنين به نيافتم، مربای ترنج و مربای به را بر خوان نهادم)،
سنجد وبادام و پسته و يا به زبانی ديگر، خشگبار، اسپند و کُندرِ بر آتش نهاده،
بر خوان مهرگانی هفت شاخه وبرگ از بيد، کاج، مورد، سرو، زيتون، به و انار و همچنين آشی بدون گوشت که از هفت ويا دوازده دانه گياهی تدارک ديده میشود و "درون" نام دارد می گزارند.
سيرُک نبيز نانی است خوان نشين که از آرد هفت دانه فراهم میآيد و در روغن سرخ میشود.
بسياری از آيين های کهن را، خواهـران و برادران هم فرهنگ ديگر بخش های اين پشته ی کهن و به ويژه تاجيکان، بسيار بهتر از ما و با شايستکی، شکوه و ارزش در خورجايگاهشان برگـزار می کنند.
مهرگان -
جشن مهـــر
يا به گفته بيرونی، جشنِ«دوستیِجان»
واژه مهر:
واژه مهـر را میتوان:
۱. مهر و عشق و محبت و دوستی دانست، چنانکه حافظ گويد:
کمتــر از ذره نيــی « مهـــــر بـــورز »
تا به خلوتگه خورشيد رسی چرخ زنان
و يا
۲. آنرا نامِ مهـر پاسدار پيمان ميان مردمان برشمرد.
مهرگان يا جشنِ مهر:
در آغاز با ارج گزاری و سپاس از پژوهنده ارزنده، "هاشم رضی" که در درازای دوران زندگيش دمی را به دور از پژوهش در راه فـرهنگ پربار ميهن نمی گدراند، يادآور می شويم که ايشان واژهی "گان" را پسوندی میداند برابر با مهنی جشن، بنا براين يا بايد گفت جشن مهـر و يا مهرگان.
جشن مهـر يا مهرگان همانند و همپايه نوروز و يکی از کهـن ترين و بزرگترين جشنهایِملی مردمانِ پشته يا فلاتِ ايران است.
اين جشن در روز مهـر از ماهِ مهـر که در سال شمارِ کهن ايرانی روز شانزدهم مهـرماه بود و در سال شمار نوين در روز دهمِ مهـرماه میباشد، برگزار می شود. بر همين پايهاست که بيرونی در التفيم آورده است :
"شانزدهم روز است از مهـر ماه" .
مهرگان، همانند نوروز که روز نخستش هنگامهیِ برابری روز و شب بهاری (اعتدال ربيعی)، است، در هنگام برابری روز و شبِ پاييزی جای دارد.
مهـرگان همانند نوروز دارای خوان يا سفرهای است که آنرا به نامِ خوان يا سفره مهرگانی میشناسيم.
اگرچه مهرگان را با برابر و همزمان شدن نام روز مهـر با نام ماه هفتم ايرانيان يعنی مهر ماه به جشن مینشيند و خود از جشن های ماهيانه اشت، ولی انگيزه ها ی ديگری را نيز برای برگزاری آن بر میشمارند.(در سال شمار کهن ايرانيان روز شانزدهم ماه، مهـر روز نام داشت. ولی در سالشمار نوين، روز دهم مهرماه، نام مهـر را بر خود دارد. همچنان که پيشتر و برای نمونه در شهريورگان نيز ياد آور شديم، در بيش از هزار سال پيش از اين، هـر يک از دوازده ماه ايرانی، دارای ۳۰ روز بودند که رويهمرفته ۳۶۰ روز میشدند و در پايان ۵ روز ديگر نيز بر آن می افزودند که آن را بهيزک، پنجه دزديدهشده يا به زبان عربی پنجه مستقرقه می ناميدند. در سالشماری تازه که با پشتکار خيام نيشابوری بررسی و برآور و جايگزين سال شمار کهن شد. ۶ ماه نخست سال ۳۱ روز، ۵ ماه پس از آن ۳۰ روز و ماه دوازدهم ۲۹ روز دارند و از آنجا که درازای سال ايرانی، ۳۶۵ روز و ۶ ساعت و ... دقيقه و ... ثانيه میباشد. ٦ ساعت های هـر سال را تا چهار سال روی هم می گزارند تا بشود ٢۴ساعت يا يک شبانه روز، سپس آن يک روز را در سال ِ چهارم بر ٢٩ روز ماه اسفند، اسپند و يا سپندارمز، می افرايند و ماه دوازدهم را نيز ۳۰ روز بر میشمارند و آن سال را کبيسه مینامند.
درميان جشنهای ايرانيان دو جشن مهر، يا مهرگان و نوروز از ارزش ويژهای برخوردارند. يکی از مهمترن اين ويژگيها، آغاز شدن سال نو با هـر يک از آنها بسته به دوران مختلف تاريخ بوده، چرای که شماری باور دارند در روزگاران رفته ساليانی نيز مهرگان سرِ سال نو بوده است و سال نو با مهرگان آغاز میشدهاست. ولی پس از آن آغار سال نو دوباره به آغازِ فـروردين ماه باز گشت که جای درست آن می باشد در فرهنگ جهانگيری در باره ی مهرگان آمده است که:
« جشنی از اين بزرگتر بعد نوروز نباشد»
مسعود سعد سلمان نيز چه مهربان درباره مهرگان میسرايد:
روز مهــر و مـاه مهــر و جشـن فــــرخ مهــــــرگان
مهــــر بيفـــــزا ای نگــار مــاه چهـــــر مهـــربان
مهــربانی کـن به جشن مهرگان و روز مهـــر
مهربانی کن به روز مهـر و جشن مهـــرگان
جـام را چون لاله گـردان از نبيد باده رنگ
ونـدر آن منگر که لاله نيست اندر بوستان
برگزاری مهرگان همانند نوروز از شايسته ها و بايسته ها به شمار می آمده است. برای اينکه نمادی از ارزش گـزاری به اين روز را از ديد دانشمندان دوران اسلام پذيرانندگی ايرانيان برايتان نمونه آوريم. نگاهی می اندازيم به کوتاه نوشته هايی همانند شهـروزی که در باره ی بيرونی آورده و يا مری بويس و ...ديگران که برای نشان دادن ارزش مهرگان در ميان مردمان نوشته اند:
«دست و چشم و فکر او هيچگاه از عمل باز نماند، مگـر
به روز نوروز و مهرگان و يا برای تهيه احتياجات معاش» .
"مری بويس" به نقل از کتزياس پزشک و درباره ارزش اين جشن نزد شاهان هخامنشی می نويسد:
"اين تنها موقع سال است که شاهان پارس ميتوانند و حق دارند تا می توانند شراب بنوشند".
«مسعود سعد سلمان»، مینويسد:
تا دايم است جنبش گردون و آفتاب
تا واجب است گردش نوروز و مهرگان
جای پای کهرگان در ميان مردمان کشورهای ديگر:
تازی يا عرب زبانان مهرجان يا مهرگان به چم فستيوال و جشن به کار می برند. در زبان عربیِ تونسی!:
پارسی اشاره درخور نگرشی دارد به کار بردن نامِ واژهی ايرانی مهرگان در زبانِ عربی تونسی برای جشن:
ْ". . . و شايان توجه است واژه مهرگان که معرب آن مهرجان است در کشورهای عرب زبان به چم جشن بکار برده می شد. در سفری که در سال ۱۹۹۷ به تونس داشت مهرجان هم چنان به چم فستيوال و جشن کاربرد داشت."
سکوی سده و نوروز و به باور فراوان مهرگان:
در دوران گذشته، در شهرهای ايرانی سکوهايی برای برگزاری جشنها میساختند که چيزی همانند سنهای نمايش تئاتر و يا آمفی تئاترهای امروزی میتوانستهاند باشند. فراموش نکنيم که در هنگام فرمانروايی بهرام گور يا بهرام پنجم درآمد ايرانيان به اندازه ای فراوان بود که به مردم پيشنهاد شد که تنها نيمی از روز را به کار بپردازند و نيمه ديگر را به آسايش و شادی و شادمانی و در پی همين پيشهاد و پديده های آن بود که بهرام از پادشاه هند درخواست هنرمندانی را کرد و به شمار دوازده هزار تن خواننده و نوازنده و دست افشان و پای کوب که به هنرهای دستی نيز آراسته بودند به سرزمين های زيـر فرمان شاهنشاه ايران آمدند که به گمانی "جيپسی" ها که "کولی" نيز به آنان گفته می شود از همان گروهند.
از سکو هايی که همچون آمفی تاتر های امروزی بودند می گفتيم، اين سکوها را برای برگـزاری جشن ها، به ويژه نوروز ، سده و به گمان فراوان مهرگان، تدارک میديدهاند و میناميدهاند.
در شاه نامه و هنگامی که اردوان در نبرد با اردشيـر کشته می شود و در پی آن اردشير در جايی که چشمه ی آب بزرگ و پُر آبی هست، خره ی اردشير را بنا می کند آمده است:
يکی چشمه ی بی کران اندروی
فـراوان از آن چشمه بنهاد روی
بــر آورد بـــر چشمــه آتشکــده
بر او تازه شد مهر و جشن سده
در دنباله ی همين داستان آمده است:
ز پُر مايه تـر هـر چه بُـد دلپذيـر
همی تاخت تا خــره ی اردشيـــر
بکــرد انـدر آن کشور آتشکــده
بر او تـازه شدا مهـرگان و سـده
و يا در هنگامب که در بار کارهای دوره ی پادشاهی لهراسب سخن می گويد، آورده است:
به هر برزنی جای جشن ِ سده
همـه گِـرد بـر گِـرد آتشکــــده
به هرروی و با رويکردی به داستان بهرام گور که اندکی از آن رل پيشتر خوانديد و اميد که در هنگامه ای ديگر بسيار بيشتر در باره اش بياوريم، بودن چنان جاهايی برای گرد آمدن مردم و با شادی و شادمانی نشستن شان دور از راستی نمی تواند باشد.
ناگفته نماند که اين شادی خواهی در رگ و خون و باورهای ايرانی جای دارد. بيهوده نيست کخ در سنگ نبشته ی داريوش بزرگ می خوانيم:
"... سپاس اهورامزدا را که جهان بر آفريد،
که مردمان را آفريد،
که شادی را برای مردم آفريد ..."
انگيزههای برگزاری:
برای اين جشن که برای سپاسگزاری از دادههای پروردگاری برگزار میشود، انگيزههايی چند را بـر میشمارند که:
۱. مهرگان روز پيروزی فريدون بر ضحاک است.
اين انگيزه که پيروزیِ فريدون بر ضحاک ماردوش باشد را، به ويژه استاد سخن، فردوسی نامدار، کسی که اگـر دامن همت برای نوشتنِ شاهمنامه به کمر نزده بود ما اکنون به زبان پارسی سخن نمیگفتيم يادآور میشود و مینويسد:
فريــدون چــو شد بر جهان کامکار
نـدانست جــز خـويشتـن شهـــريار
به رسـم کيان تـاج و تخـت و مهـی
بيـاراســت بـا کـــــاخِ شــــاهنشهی
به روز خُـجستـه سـرِ مهــــرمـــــاه
به سـر بَــر نهــاد آن کيــــانی کــلاه
بفـــرمــود تا آتــش افــــــروختنـــد
همـه عَنبــــر و زعفــران ســوختند
کنون يادگار است از او ماهِ مهـــــر
بکـوش و به رنج ايچ منمای چهــر
بيرونی نيز همين انگيزه را برای بر گزاری اين جشن بر می شمارد و در التفيم می نويسد:
"شانزدهم روز است از مهر ماه و نامش مهـر. و اندرين روز افريدون ظفر يافت بر بيوراسب جادو آنک معروف است به ضحاک و به کوه دماوند باز داشت. و روزها که سپس مهرگان است همه جشن اند بر کردار آنچ از پس نوروز بود و ششم آن مهرگان بزرگ بود و رام روز نام است و به دين دانندش".
چون از بيرونی سخن به ميان آورديم، بد نيست يادآور شويم که بيرونی در باره درازای زندگی ضحاک مار دوش يا "بيوَراسب" و در "آثاارالباقيه" مینويسد:
"بيوَراسب هزارسال زيسته و يا فرمانروايی کرده و اندکی پيش از آن زيسته است. پس مردم میپندارند که امکانِ هزارسال زيستن وجود دارد و بر اين اساس است که مردم به همديگر میگويند هزارسال بزی و آنرا در حد امکان میدانند."
از ديدگاهِ نگارنده بدين انگيزه هزار سال زندگی و زيستن را به ضحاک نسبی دادهاند که بنمايانند که اگر ستم گر و نامردمی، حتا هزار سال هم زندگی کند و دستک و درگاه بسازد، در پايان اسيرِ دست و پنجهیِِ داد و داگری يا عدالت خواهد گشت.
۲. مهرگان به انگيزه بزرگداشت مهـر، ايزد پيمان وعهد:
ميتراييان يا پاسداران مهر، مهرگان را به ايزد مهر که او را از ايزدانِ آريايی میشناختهاند نسبت میدهند.
ايرانيان و هنديان کهن، مهر را ايزد پيمان يا عهد و دشمن دروغ و دروغگويی و پيمان شکنی بـر میشمردهاند و میپنداشتهاند که اگر کسی پيمان شکنی کند ايزد مهر او را پادافره يا کيفـر خواهد داد.
ناگفته نماند که پس از به اسلام کشانی ايرانيان، تازيان برای نزديک کردن ايرانيان به خودشان، رخت پهلوانان و فهرمانان ايرانی را بر تن وابستگان خود می پوشاندند و بر همين پايه بود که رخت مهـر پاسدار عهد وپيمان را بر تن مسلمانی پوشاندند و او را به مانند نگاهبان پيمان، يعنی مهر بر زبان مردم روان ساختند. اين کس عباس فرزند علی ابن ابی طالب است که سوگند يا قسم حضـرت عباس از آن جا به جايی هاست که بر زبان بسياری از مردم کوچه و بازار روان می بينيم .
۳. همزمانی روز مهـر و ماهِ مهـر:
مهرگان همچنين يکی از دوازده جشن ماهانه ايرانی که با برابر شدن نام روز با نام ماه برگزار میشوند نيز میباشد که در هنگام گردآوری و به انبار سپاریِ فـرآوردههای تابستانی که خود انگيزهای طبيعی میتواند به شمار آيد به جشن نشسته میشود.
ناگفته نماند که اين جشن به جز از گاهنبار سوم که در سیام شهريورماه و گاهنبار چهارم که در سیام مهرماه برگزار میشوند و چگونگیِ برگزاری ويژه خود را دارند میباشد.
۴. آغاز زمستان بزرگ:
در گذشته آرياييان سال را به يک تابستان هفت ماهه و يک زمستان پنج ماهه بخش میکردند که مهرگان به پيشباز زمستان بزرگ رفتن میتوانسته باشد.
تابستان بزرگِ هفت ماه بودند، فروردين، ارديبهشت، خورداد، تير، امرداد، شهريور و مهر ماه، و زمستان بزرگِ پنج ماه بودند، آبان، آذر، دی، بهمن و اسفند. و همچنانکه در شهريورگان آمد، بهار و پاييزی را نمی شناختند مگر تابستان و زمستان را.
۵. جشنِی کشاورزی و هنگام برداشت و به انبار سپاری برداشت های تابستانی.
گرديزی در اين پيوند می نويسد:
"و مهر روز برگزاری جشن خرمن است".
فرهنگ مهر، رييس پيشين دانشگاه پهلوی شيراز در ديدی نو از آيينی کهن به اين روز نيز اشاره می کند و می نويسد:
"
در پنجاه سال اخير روز مهرگان روز دهقان هم به شمار آمد که البته مناسبت دارد «چراکه در زبان پارسیهخامنشيان ماه پاييزی مهروشهريور "بااگياادی ?B agayadi " گفته میشد که معنای سادهی آن چنين است که در اين ماه زمين کشاورزی ( باغ ) را بايستی ورز داد. به مناسبت آغاز سال تحصيلی و به صدا در آمدن زنگ مدرسه ها نيز نام معلم به خود گرفت که آن نيز پسنديده است."
چگونگی برگزاری مهرگان:
پيش از رسيدن روز مهـر، بايد به پالودن و پاکيزه ساختن خانه و کاشانه پرداخت و همانند نوروز خانه تکانی کرد. و آنگاه آماده برگزاری جشن شد و به گستردن خوان مهرگانی پردا&


